عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
434
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
كرد ، كه آن را تدارك كند ، زيرا كه خان بزرگ قدرخان بمرده بود ، و از پورتگين رعايا نفرت گرفته . انديشيد كه مگر اندرين فرصت ما وراء النهر خويشتن را گرداند . پس بفرمود تا بر جيحون پل بستند ، و لشكر را بر پل گذاره كرد ، و سوى ما وراء النهر رفت ، و همه سركشان و پيشروان ما وراء النهر جايها خالى كردند و برفتند و هيچكس پيش او نيامد . و چون چند روز در ما وراء النهر ببود ، نامهء خواجه احمد بن محمد بن عبد الصمد الوزير آمد سوى امير شهيد رحمة اللّه از بلخ : كه داود تركمان با همه سپاه خويش قصد بلخ كرده است . و با من بسى سپاه و حشم و آلت نيست ، كه با ايشان مقاومت توانم كرد ( 266 ) و اگر تو باز نيايى خلل آيد . اندر وقت امير مسعود رحمة اللّه از ما وراء النهر باز گشت ، و بدشت كتر [ 1 ] آمد ، و لشكر تعبيه كرد ، و مر جنگ تركمانان را بيار است . و چون داود تركمان خبر يافت ، كه امير از آب گذاره آمد ، در وقت لشكر بكشيد ، و سوى مرو بشد . و چون امير شهيد خبر وى بشنيد ، ببلخ آمد ، و از بلخ سوى گوزگانان رفت . و چند تن از مردمان آن ناحيت پيش امير شهيد آمدند ، و از على قهندزى [ 2 ] تظلم كردند . و اين على قهندزى مردى عيار و مفسد بود . و اندرين نواحيها بسيار دست درازيها كرده بود . پس امير شهيد رحمة اللّه بفرمود : تا كس فرستادند ، و اين على را بدرگاه خواندند . و چون كس بنزديك او شد نيامد و قلعهيى بود اندران ناحيت ، آن قلعه را پناه گرفت . و عيال و بنه بر آن قلعت برد . و آن قلعه را حصار گرفت . و امير شهيد فرمود : تا آن حصار را بستدند و ويران كردند ، و على قهندزى را به زير آوردند . و چون پيش امير شهيد
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : كز ؟ ولى كتر دشتى بود درين سوى آمو ، كه سلطان محمود را هم در آن با خانيان ما وراء النهر جنگها روى داده بود و ذكر آن در اشعار فرخى نه بار آمده است مانند اين بيت : ز بتپرستان چندان بكشت و ببست * كه كشته بود و گرفته زخانيان به كتر ( ص 71 ديوان ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : بعندرى ؟ تاريخ بيهقى ( ص 560 ) على قهندزى در سنه 430 ه . با 170 تن بردار شدند .